209510909

توی یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند

نظرات · 187 دیده

توی کوچه چهار تا خیاط بودند آنها همیشه برای شغل خود رقابت می کردند

توی یه کوچه ای چهار تا خیاط بودند
همیشه با هم بحث میکردند
یک روز اولین خیاط یه تابلویی بالای مغازه اش نسب کرد
روی تابلو نوشته بود:
«بهترین خیاط شهر»
دومین خیاط روی تابلوی بالای سردر مغازه اش نوشت:
«بهترین خیاط کشور»
سومین خیاط نوشت:
«بهترین خیاط دنیا»
چهارمین خیاط وقتی با این واقعه مواجه شد
روی یک برگه کوچک با یک خط کوچک نوشت:
«بهترین خیاط این کوچه»
آری...............
قرار نیست دنیامون رو بزرگ کنیم که توش گم بشیم
تو همون دنیایی که هستیم
میشه خودمون رو بزرگ نشون بدیم..................!!!!

شبکه کسب و کار فارسی زبانان